عشق تو
شنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۹، ۰۹:۱۴ ب.ظ
عشق،
به اشعارم هجوم می آورد.
همان روزی که...
با لباس فیروزه؛
در نیشابور خواب هایم ،
پرسه میزدی.
چادر رنگی ات؛
از مرز دشت سر می رفت.
"وای" در بین موهایت می رقصید؛
و با هر موجی که به موهایت می داد،
از من هزار قربانی می گرفت.
چشمانت؛
عاشقی را فریاد می زد.
اما...
تو ...
به لبانت،
شعر خیام می آموختی
و این گونه
عشق بر من هجوم می آورد.
وای: ایزد باد
۹۹/۰۶/۰۱