قاضی القضات عشق
چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۴۰۰، ۰۷:۳۳ ب.ظ
بوسه را تاریکی چشمش معما میکند
خنده هایش عشق را یکباره حاشا می کند
با لباس آبیش دل می برد از عاشقان
با شکر خندیدنش صد خون به دل ها میکند
می کند با بوسه ای حال دلم را او خراب
دل ز جام عشق او مستست و غوغا می کند
عشق خود را می تکانم راهی چشمش شوم
درد قلبم را به لبخندی مداوا می کند
قاضی القضات شهرست و به یک ناز مژه
عشق را محکوم به مرگ مفاجا می کند
تا که آتش های لعلش را گران بفروشدم
حکم اعدام مرا در لحظه امضا می کند
درس مکتب می دهد با تابش زیبا رخش
با شکر خندیدنش صد خون به دل ها می کند
#دیبا
۰۰/۰۶/۱۷