جلوه های مشرفی
چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۴۰۰، ۰۷:۳۰ ب.ظ
خورشید من ز مشرق چشمت طلوع کرد
صبح مرا به عشق تو، زیبا شروع کرد
اندیشه های من به تمامی تباه شد
عشقت به قلبم آمد و قلبم خشوع کرد
در شعله ی نگاه تو یک روزه سوختم
وقتی که عشق، ساده، به قلبم رجوع کرد
بوسیدنت حرام دلم شد، نیامدی!
بیمار خنده های تو در من شیوع کرد
لب های تو، موذن شهرست و قلب من
با هر صدای بوسه ی لعلت رکوع کرد
من در غروب عاطفه های تو مرده ام
خورشید من ز مشرق چشمت طلوع کرد!
#دیبا
۰۰/۰۶/۱۷